بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَِّحيم
" اَمَّن يُّجيبُ المُضطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ يَکشِفُ السُّوءَ وَ يَجعَلُکُم خُلَفاءَ الاَرضِ ءَاِلهٌ مَّعَ اللهِ قَليلاً مَا تَذَکَّرُونَ "
« نمل . آيه 62»
آيا آن کيست که دعاي مضطر را اجابت مي کند و گفتاري را بر طرف مي سازد و شما مسلمانان را جانشينان زمين قرار مي دهد . آيا با وجود خداي يکتا ، معبودي هست ؟! چه کم است اندرز گيري شما .
يکي از شرايط اجابت دعا آن است که انسان چشم از عالم اسباب به کلي برگيرد و تمام قلب و روحش را در اختيار خدا قرار دهد . همه چيز را از آن او بداند و حل هر مشکلي را به دست او ببينيد و اين درک و ديد در حال اضطرار دست مي دهد . تا آدمي بيچاره و درمانده نشود ، دعاهايش آن واقعيت و حقيقت را که در حال اضطرار واجد است را ندارد .
خدا وقتي دعا را مستجاب مي کند که داعي ، به راستي او را بخواند ، نه اينکه در دعا رو به خدا کند و دل به اسباب ظاهري داشته باشد و اين وقتي صورت مي گيرد که اميد داعي از همه اسباب ظاهري قطع شده باشد ، يعني بداند که ديگر هيچ کس و هيچ چيز نمي تواند گره از کارش بگشايد ، آن وقت است که دست و دلش با هم متوجه خدا مي شود ، اگر انسان به اين مرحله برسد مهمترين شرط اجابت دعا را فراهم ساخته است .
خلافت هم ، آن خلافت زميني است که خدا براي انسانها قرار داده ، تا با آن به هر طوري که خواستند تصرف کنند .اين تصرفات ، اموري است که با زندگي و معاش ارتباط دارد و گاهي ناگواريها و عوامل سوء انسان را از اين تصرف باز مي دارد . اگر خداي تعالي در چنين فرضي به دعاي آن شخص مضطر ، کشف سوء از او بکند ، در حقيقت خلافتي را که به او داده بود تکميل کرده است . پس خليفه قرار دادن انسان مستلزم اين اجابت دعا و کشف سوئي است که او را مضطر و بيچاره مي کند .

در بعضي روايات اين آيه تفسير به قيام حضرت مهدي (عج) شده است.
· از امام باقر (ع) روايت شده که فرمود : « به خدا سوگند گويا من مهدي (ع) را مي بينم که پشت به حجر الاسود زده و خدا را به حق خود مي خواند ... به خدا سوگند مضطر در کتاب الله در آيه امن يجيب ... او است .»
· در حديث ديگري از امام صادق (ع ) چنين آمده : « اين آيه در مورد مهدي از آل محمد(ص) نازل شده ، به خدا سوگند مضطر او است . هنگامي که در مقام ابراهيم دو رکعت نماز به جا مي آورد و دست به درگاه خداوند متعال بر مي دارد دعاي او را اجابت مي کند . ناراحتي ها را برطرف مي سازد و او را خليفه روي زمين قرار مي دهد . »
بدون شک منظور ازاين تفسير منحصر ساختن مفهوم آيه به وجود مبارک مهدي (ع) نيست، بلکه يکي از مصداق هاي روشن آن وجود مبارک ايشان است که در آن زمان که همه جا را فساد گرفته باشد ، درها بسته شده ، کارد به استخوان رسيده ، بشريت در بن بست سختي قرار گرفته و حالت اضطرار در کل عالم نمايان است ، در آن هنگام در مقدسترين تقطه روي زمين دست به دعا بر مي دارد و تقاضاي « کشف سوء » مي کند و خداوند اين دعا را سرآغاز انقلاب مقدس جهاني او قرار مي دهد و به مصداق « و يجعلکم خلفا الارض » او و يارانش را خلفاي روي زمين مي کند.
برداشت از تفسير الميزان و نمونه
می دونی چرا میگن بنی آدم اعضای یکدیگرند ؟
چون یکی مثل تو میاد میشه قلب من ...