اگه صد جون داشتم به پات فدا می کردم
واسه تو می خوندم کنار تو می موندم
اگه اون دستاتو تو دست من می ذاشتی
بوته های عشقو تو قلب من می کاشتی
من اون ذرم که نور از تو می گیرم
بی تو هیچم و بی تو می میرم
نازنین من بیا که هستی ام رو تمام زندگیم رو
می خوام به پات بریزم
دوست دارم عزیزم
دوست دارم عزیزم
دوست دارم عزیزم
اگه اینجا باشی رو چشم من جا داری
روی لب های من ترانه ها می ذاری
واسه تو می خونم کنار تو می مونم
بیا تا گل ها رو به باغچه ها بسپاریم
پولکای نورو یکی یکی بشماریم
بیا تا چشمامون دوباره بی خواب باشه
سایه هامون نقشی رو فرش مهتاب باشه
یار و یاور باشیم همیشه با هم باشیم
بیا تا گل ها رو به باغچه ها بسپاریم
پولکای نورو یکی یکی بشماریم
من اون ذرم که نور از تو می گیرم
بی تو هیچم و بی تو می میرم
نازنین من بیا که هستی ام رو تمام زندگیم رو
می خوام به پات بریزم
دوست دارم عزیزم
دوست دارم عزیزم
دوست دارم عزیزم
اگه اینجا بودی تورا صدا می کردم
اگه صد جون داشتم به پات فدا می کردم
واسه تو می خوندم کنار تو می موندم
اگه اون دستاتو تو دست من می ذاشتی
بوته های عشقو تو قلب من می کاشتی
من اون ذرم که نور از تو می گیرم
بی تو هیچم و بی تو می میرم
نازنین من بیا که هستی ام رو تمام زندگیم رو
می خوام به پات بریزم
دوست دارم عزیزم
دوست دارم عزیزم
دوست دارم عزیزم
در پارکینگ خاطراتم
چشماتو پارک کردم,
بعدش هم دلت رو پنچر کردم
تا از دلم نری ...
دوست داشتن همیشه گفتن نیست
گاه سكوت است و گاه نگاه ...
غریبه!
این درد مشترك من و توست
كه گاهی نمی توانیم در چشمهای یكد یگرنگاه كنیم
شیطان
/ اندازه یک حبّه قند است
/ گاهی می افتد توی فنجانِ دلِ ما
/ حل می شود آرام آرام
/ بی آنکه اصلا ً ما بفهمیم
/ و روحمان سر می کشد آن را
/ آن چای شیرین را
/ شیطان زهرآگین ِدیرین را
/ آن وقت او خون می شود در خانه تن
/ می چرخد و می گردد و می ماند آنجا/
خداجونم همه مریضا رو شفا بده ...