تو ایکه یه روزی منو از اون اوضاع در آوردی
اما دیگ هنیستی
آره حق با شماست
من خودم مقصر بودم
اما ........................................
بگذریم
خیلی وقته اینو گوش میدم و مثل همیشه گریه می کنم آهر از گریه بدت می یاد ولی چاره جز گریه کردن ندارم
حس خوب با تو بودن دیگه با من آشنا نیست
شعر خوب از تو گفتن دیگه سوغاتی من نیست
من همونم که یه روزی واس چشمات لونه ساختم
واس بوسیدن دستات همه زندگیم و باختم
توی رودخونه ی قلبت قایق من رفتنی بود
کاش از اول می دونستم قایقت شکستنی بود
مثل قلب صدتا عاشق زیر پنجرت می خونم
توی هر شهری که بودی من مسافرت می مونم
اگه بارونی نباشه واسه ریشه ی درختم
تو نیاز تو می مونم تا بباری روی بختم
قامت خوب و قشنگت شده درمون تن من
سفرت بی انتها بود واس قصه ی شب من
چیز تازه ای ندارم که به پای تو بریزم
فصل خوب مهربونی یاورت باشه عزیزم