همیشه بر این باوربودم
که می توان در کنار شقایق ها
وبا وجود عشق
زندگی را معنا بخشید
اما چند صباحی است
که اقاقیا
حدیث تلخ رفتن تورا
در کوچه باغ شهر زمزمه میکنند
کاش بودی
کاش بودی تا با ترانه نگاهت
هم صدای چکاوک های عاشق می خواندم
که بی تو زندگی معنا ندارد
در گذر گاه زمان خیمه شب بازی دهر
با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد
عشق ها می میرند رنگها رنگ دگر می گیرند
و فقط خاطرهاست که چه شیرین و چه تلخ
دست ناخورده به جا میماند
ریاضتی کشیده ام که بشنوم صدای تو
داغ دلم زحدگذشت وسوخت درهوای تو
تو تابع هوس شدی من متغیر ازغمت
نقطه عطف عمر من نگاه آشنای تو
دامنه نگاه تو می کشدم بدین قمار
برد نمی کند کسی که گشت مبتلای تو
گرتومجانبم شوی با تو به اوج می رسم
بازه عمر خویش را می فکنم به پای تو
نازتووخواهش من تناظریست یک به یک
نظاره ای نمی کنی که جان کنم فدای تو
من را به غیر عشق به نامی صدا نکن
غم را دوباره وارد این ماجرا نکن
بیهوده پشت پا به غزلهای من نزن
با خاطرات خوب من اینگونه تا نکن
موهات را ببند دلم را تکان نده
در من دوباره فتنه و بلوا به پا نکن
من در کنار توست اگر چشم وا کنی
خود را اسیر پیچ و خم جاده ها نکن
بگذار شهر سرخوش زیبائیت شود
تنها به وصف آینه ها اکتفا نکن
امشب برای ماندنمان استخاره کن
اما به آیه های بدش اعتنا نکن....
همین گناه تو بود؛ ایستاده پر زدنت
هراس داشت زمین از پرندهتر شدنت
به کوه میبرمت تا مگر چو ابراهیم
بیافرینمت از روی پارههای تنت
ولی چه فایده وقتی به سنت دیرین
غریبکش شدهای لای پرچم وطنت
به خاک می سپرم تا در آخرین لحظات
یواش دست نهد بر جراحت بدنت
شبانه آمدهاند و لباس دوختهاند
عروسهای جهان از سپیدی کفنت
که عطر خاطرههای تو را بیفشانند
اگر به رقص درآیند مثل پیرهنت
به عشوه بر لبشان نام توست؛ پاشو ببین
که یکصدا همه نی میزنند با دهنت
من بی تو هیچم تو باورم نکن
خیسم ز گریه تنها ترم نکن
عاشق نبودم تا با تو سر کنم
آتش نبودم خاکسترم نکن
اگه عاشقت نبودم اگه بی تو زنده بودم
تو بمون که بی تو غصه می خورم خ
اگه دل به تو نبستم اگه این منم که هستم
ولی از هوایه گریه ات پرم
اگه شکوه دارم از تو اگه بی قرارم از تو
تو بمون که آشیانه ام تویی
به هوایت ای ستاره به تو می رسم دوباره
اگه عاشقم بهانه ام تویی
دل کنده بودم از هم زبونیت
دل خون نکردی از من نشونیت
من پا کشیدم از عهده بسته ام
تو پا فشردی بر مهربونیت
اگه هم زبون نبودم اگه مهربون نبودم
چه کنم دل این دله شکسته رو
اگه سرد و مرده بودم اگه پر نمی گشودم
به تو بستم این دو باله خسته رو