
صدا کن مرا.....
صدای تو خوب است.
صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است!
که در انتهای صمیمیت حزن می روید.
در ابعاد این عصر خاموش؟
من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم
بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است
و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیش بینی نمیکرد
و خاصیت عشق این است
کسی نیست..............
بیا زندگی را بدزدیم
آن وقت میان دو دیدار قسمت کنیم
بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم
بیا زودتر چیزها را ببینیم
بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی ام
بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را
مرا گرم کن
باز کن چشمت را به من ٬ گرم کن جان مرا