تبليغاتX
ღ ღ من _ عاشقم _ عاشق ღ ღ

ღ ღ من _ عاشقم _ عاشق ღ ღ



با من بگو از عشق ...

 

                                                             

1008767ma2xx9pm1l.gif1008767ma2xx9pm1l.gif1008767ma2xx9pm1l.gif1008767ma2xx9pm1l.gif1008767ma2xx9pm1l.gif1008767ma2xx9pm1l.gif1008767ma2xx9pm1l.gif1008767ma2xx9pm1l.gif

... وخداوند عشق را آفرید ...

و خدا تنها بود

خداوند بارگاهش را آفرید

ولی بارگاهش خالی بود

خداوند فرشتگانش را آفرید

ولی فرشتگانش بی احساس بودند

خداوند دنیا را آفرید

ولی دنیا ساکن بود

خداوند زمین را آفرید

ولی زمین بی حاصل بود

خداوند دریاها را آفرید

ولی دریاها بدون موج بودند

خداوند گیاهان را آفرید

ولی گیاهان بی برگ بودند

خداوند مرد را آفرید

ولی مرد تنها بود

خداوند زن را آفرید

ولی زن تنها بود

وخداوند چیزی جدید آفرید
 


بارگاهش شلوغ شد

فرشتگانش با احساس شدند

دنیا به جنب و جوش افتاد

زمین به بار نشست

دریاها مواج شدند

مرد و زن یار یکدیگر شدند

آن چیز جدید عشق بود

خداوند عشق را آفریده بود

و خداوند برای تمام مخلوقاتش عشق را آفریده بود

 

 935298slam68ov0d.gif

 

 

چو با همراز خود همداستان شد  

 زبان بگشاد و با او همزبان شد 

به صد آزرم گفت اي مهربان يار 

  برو آن خسته دلرا دل بدست آر 

که عشقي تازه مي‌افروزدم دل  

 بر آن بيچارگي ميسوزدم دل 


از آن آتش که او را در چراغ است

   مرا هم بيشتر ز آن در دماغ است 


گر او را در ربود از عشق سيلي 

  مرا هم سوي آن سيل است ميلي 

 
ور او را از غم ما خستگي‌هاست  

 مرا هم سوي او دلبستگي‌هاست 

 
دلم گر راست ميخواهي بر اوست  

 که باشد کو نخواهد دوست را دوست 


اگر گه گاه نازي مي‌نمودم  

عيارش در وفا مي‌آزمودم 


کنون باز آمدم زان سرکشيدن 

  بروي دوستان خنجر کشيدن 


ز جور و بيوفائي سير گشتم  

 گذشت آن وز سر آن درگذشتم 


اگر در راه ما خاري رسيدش 

  ز ما بر خاطر آزاري رسيدش 


به هر آزردني جاني بيابد 

  به هر خاري گلستاني بيابد 


ز لطف من بخواهش عذر بسيار  

 بزرمش بگو کاي مهربان يار 


ترا گر دل به مهرم درناکست  

 مرا نيز از غمت بيم هلاکست 

 
نميپردازم از شوقت به کاري

   ندارم در جهان غير از تو ياري 

 
به پايان آمد آن غمها که ديدي  

 به گنجي کان طلب کردي رسيدي 


حديث وصل ما فردا مينداز  

 شبستان را ز نامحرم بپرداز 


همي بنشين و ما را منتظر باش

   مهل کان راز گردد پيش کس فاش 


ز بهر نام خود کوشيده بهتر  

 ز هرکس راز خود پوشيده بهتر 


نخفت آن شب ز بس تدبير کردن 

  بر او از هر دري تقرير کردن 

 1043982i2uxux3sig.gif

 

من از او خاطره دارم


من از او خاطره دارم


خاطراتي خوب زيبا


مثل زيبايي رويا


خاطراتي خوب وشيرين


مثل زيبايي آواز


عاشقم عاشقم من


عاشقم از روز ازل


عاشقم عاشقم من


پابند عشقش تا ابد


من از او خبر ندارم


اين و من باور ندارم


باور تنهايي موندن


باور بازي را باختن


يا قمار عشقو بردن


توي اين ديار غربت


حتي بوندن حتي مردن


عاشقم عاشقم من


عاشقم از روز ازل


عاشقم عاشقم من


پابند عشقش تا ابد


اگر ابر كه بارون مي زنه


مي زنه به موج دريا مي زنه


مي زنه به دشت و صحرا مي زنه


دلم كه داره فرياد مي زنه


عاشقم عاشقم من


عاشقم از روز ازل


عاشقم عاشقم من


پابند عشقش تا ابد

 

 

 

 

حوادث تلخ و شيرين پي در پي يكديگرند

و بايد باور كرد كه تقدير همان است كه خدا ميخواهد

لحظه اي درعمق دره ي غم

لحظه اي ديگر در اوج قله ي شادي

شايد در دره ي غم ها بيشتر بودم تا در اوج قله ي شادي

اما قله هاي شادي ام اجر صبري ست

كه در عمق دره ي غم ها داشته ام

و بلندترين قله ي شاديم تويي

پاداش كاري كه نميدانم چيست !!!؟

احساسي كه شايد هيچ وقت نداشته ام

حسي مانند حس كودكي كه در بازار

دستش از دست مادر جدا شده بود

سر در گم ، گيج ، پريشان

دوان دوان در پي زنان

تا شايد مادرش باشند

چشمانش خيس خيس

ناگهان مادر را ميبيند

خدايا غرق در شاديست

پاكي و واقعيت حسش مثال زدني است

گمشده اي در در هياهوي اين آشفته بازار دنيا بودم

ديدمت

كودك هرگز و هرگز مادر را رها نخواهد كرد

و من نيز تو را

دستانت را چنان ميفشارم

كه هيچ چيز نتواند مرا از تو جدا كند

به چه چيز تشبيهت كنم ؟

مانند ماه هستي برايم

به روز التماس ميكنم تا زودتر پايان پذيرد

تا تو را در آسمان قلبم ببينم

هر چند كه فاصله مانع است

به خواب التماس ميكنم تا چشمانم را فرا گيرد

تا شايد روياي تو در چشمانم جاي گيرد

به قطرات اشك التماس ميكنم

تا تسكيني باشد بر قلبم كه خسته است

حرفهايم بسيار است

اما

افكارم مشوش و دستانم لرزان

دلتنگيم را چه چيز جز برق چشمانت پايان ميبخشد

چگونه از تو بگويم و آمدنت از شهر باران ؟

مسافري از شهر باران براي خانه اي در كوير !

مسافرم ، درب خانه ي قلبم براي تو گشوده است

و وجود كويريم منتظر قدوم سبزت

عشق من

فقيريم كه با هيچ چيز دنيوي

براي خريد يوسف آمده ام

شايد ثروتنمندان بسياري آمده باشند

اما با مال دنيا فخر ميفروشند

من هم فخر خواهم فروخت

تمام سكه هاي آنها مانند يكديگرند

اما

من چيزي ديگر براي معشوقم دارم

چيزي به جز سكه

براي عشقم من جان و قلبم را تقديم ميكنم

خريداري هستم با متاعي جز عرف بازار

حرفهايم بسيار است

اما

افكارم مشوش و دستانم لرزان

تنهايي قبل از با تو بودن

قبل از تو ستاره اي در آسمان نداشتم

ستاره كه هيچ ، دريغ از تكه ابري !!!!

با آمدنت ناگاه در كنار ماه بودن را احساس كردم !!!!

نا باورانه نيست ؟

شايد !

اما

من

باور كردم

چون دستانت را در دست گرفتم

چون صورتت را لمس كردم

حرفهايم بسيار است

اما
افكارم مشوش و دستانم لرزان !
 
 
 

شام آخر

صحنه ی قبل از مرگ :

وقت شام بود

شام را آوردی

وای که چه عطری ، چه بویی ، چه طعمی

گفتی برق ها خاموش

گفتم چشم

برق ها را خاموش کردم ، شمع ها را روشن ، هفت شمع

گفتم زیباست ، تو شمع منی من هم پروانم

گفتی شام یخ کرد

گفتم آری شام آخر

قبل از شروع شام گفتم

دست هایت را بگذار در دستم

شاید نتوانم حس کنم آنان را برای بار دیگر

نرم بود دستت ، مثل پیراهن حریری که داشتی بر تن

رو به روی هم نشسته بودیم

برخاستم آمدم پیشت

صورتم را آرام جلو آوردم

گفتی کم ، شام یخ کرد ، باشد برای وقت خواب ، شب

لب هایم را زود برداشتم

گفتی نه

با خنده گفتم شام یخ کرد ، باشد برای وقت خواب ، شب

شام را خوردیم

یک لقمه من در دهان تو میگذاشتم

یک لقمه تو در دهان من

گفتم خب این هم از شام آخر

گفتم من خوابم می آید

خندیدی

گفتی من آمادم

لباس خواب قرمزت را کرده بودی بر تن

برق ها را خاموش کردم

سفت ، با تمام قدرت تو را در آغوشم کشیدم

دکمه های لباس خوابت را دانه دانه باز کردم

بغض راه گلویم را بست

ترسیدم ، واقعا ترسیدم

نمیشد ، نمیخواستم و نه میتوانستم

که باور کنم ...

تو

عشقم

خیانت کرده باشی به من

اول به خودم گفتم

که تو را میکشم

بعد فهمیدم که هرگز من نمیتوانم

خوابیدی تو در کنارم

سرت بود روی سینه ام

موهای بلندت لای انگشتانم

صدایت کردم

نمیدادی جوابم

سرد بودی

دست هایت سرد

صورتت سرد

پاهایت سرد

تنت سرد

به تمام تنت دست میکشیدم سرد بود ، سرد سرد

ولی سینه ات گرم بود

عرق کردی ؟!

پس چرا اینقدر

ترسیدم

صدایت کردم

باز هم نمیدادی جوابم

برق را روشن کردم

وای خدای من !!!!

چه کار کرده بودی با خودت

کارد را دیدم

که چگونه دریده بود سینه ات

مگر ما نبودیم عاشق هم

پس چرا کردی خیانت

تمام ذهنم را مرور کردم

واااااااااااااااااای

خودم کردم که لعنت بر خودم باد

تمام ماجرا را به یاد آوردم

آن شب که نبودی در کنارم

آن زن ........

شرمندم

ولی افسوس

آمدم کنارت خوابیدم

به قولم عمل کردم

لبانم را گذاشتم روی لبهایت

التماس کردم

کارد را بیرون کشیدم از بین سینه هایت

میلرزیدند دست هایم

آخ سوختم

سرما را حس کردم

و خون را که جاری بود روی سینه ام

روی دستانت

صحنه ی مرگ
 
 
 

 

 
 

خسته ام

چشم هایم خسته است

ذهنم پر تشویش

قلبم پر درد

گوش هایم دیگر طاقت هیچ هیاهویی ندارند

لحظه های بی رحم پی درپی هم می گذرند

انتظاری تلخ

نه

انتظار شیرین است

چون پس از پایانش لحظه ی دیدار است

وقتی که صدای نفست در گوش من طنین انداز است

انتظارم دیگر رو به پایان است

با بودن تو

ذهنم پر از آرامش

قلبم مملو از عشق

چشم هایم پر شور

اما

لحظه های بی رحم تند و تند از پی هم می گذرند

وصدای نفست را از من باز پس می گیرند

باز هم

قلبم پر درد

ذهنم پر تشویش

چشم هایم خسته است
 
 

یکی بود یکی نبود

یکی بود و یکی نبود من بودم و تو نبودی

اون که بود من بودم و اون که نبود تو بودی

اون که عاشق بود من بودم و اون که معشوق بود تو بودی

اون که احساس داشت من بودم و اون که بی احساس بود تو بودی

اون که قلبش می تپید من بودم و اون که قلبش سنگی بود تو بودی

اون که فراموش نکرد من بودم و اون که از یاد برد تو بودی

اون که صدات میکرد من بودم و اون که نمی شنید تو بودی

اون که نگاه میکرد من بودم و اون که چشماشو می بست تو بودی

اون که غم داشت من بودم و اون که شاد بود تو بودی

اون که زجرمیکشید من بودم و اون که آسوده تو بودی

اون که چشماش بارونی بود من بودم و اون که بارونو ندید تو بودی

اون که ایستاد من بودم و اون که رفت تو بودی

اون که میخواست من بودم و اون که نمیخواست تو بودی

اون که تنها بود من بودم و اون که تنها نبود تو بودی

اون که جسم بود من بودم و اون که روح بود تو بودی

من دیگه نیستم ....... نه عاشق , نه با احساس , نه هیچ چیزه دیگه .......

اون که توم نشد من بودم و اون که تموم شد تو بودی
 

بازی عقربه ها

این عقربه ها سخت بیرحم اند .

به خاطر سبقت از یکدیگرلحظه های خوب را از ما میگیرند
 
 فقط به خاطر خودشان و غرورشان .

شایدم جادویی اند یا شایدم با من سر ناسازگاری دارند .
 
چون در لحظه های با تو بودنم
 
بر سرعتشان می افزایند انگار جه خبری شده ؟
 
و یا چه جایزه ای میخواهند برنده شوند ؟
 
در لحظه های تنهایی ام انگار نوبت استراحتشان فرا رسیده
 
یا شاید فکر میکنند جایزه ای در کار نیست .

روزی آنها را به جزای اعمالشان میرسانم .
 
فعلا احتاجشان دارم چون منتظرت هستم
 
شاید باز دارند بازیم میدهند .
 
 شاید میخواهند استراحت کنند .
 
 شاید توقف کرده اند تا تو نیایی
 
 ولی وقتی دیدمت نگهشان میدارم
 
 و هر چقدر دلم خواست در کنارت مینشینم .
 
 ولی آنها دارند حرکت میکنند
 
تمام ساعت ها و عقربه هایشان مثل همدیگرند .

- ببخشید آقا ساعت چند است ؟

- خانوم معذرت میخواهم ساعت چند است ؟

- دوست عزیزساعت دارید ؟

همه یک جواب میدهند : ساعت ** : ** است مثل ساعت من !!!

شاید این عقربه ها بی گناه هستند .

شاید تو نمی خواهی بیایی .

شاید تو بازیم میدهی .

شاید در توهمم سرعت عقربه ها کم و زیاد میشوند ..........
 
 
 

327980pgb78qxvs9.gif327980pgb78qxvs9.gif327980pgb78qxvs9.gif

 

749479wxlad51f2f.gif1201605xh66piei6j.gif1201602exjl8nmpsf.gif1201606mowzwk4se7.gif1201599iq609bc7om.gif1201608dufd1sqjkg.gif749479wxlad51f2f.gif

 

327981quhjetnx2z.gif327981quhjetnx2z.gif327981quhjetnx2z.gif
 

 به كه باید دل بست؟


به كه شاید دل بست؟


سینه ها جای محبت همه از كینه پر است


هیچكس نیست كه فریاد پر از مهر تو را گرم پاسخ گوید


نیست یك تن كه در این راه غم آلوده عمر


قدمی، راه محبت پوید


خط پیشانی هر جمع خط تنهائیست


همه گل چین، گل امروزند


در نگاه من و تو حسرت بی فردائیست


به كه باید دل بست ؟


به كه شاید دل بست؟


نقش هر خنده كه بر روی لبی می شكفد ، نقشه ای شیطانیست


در نگاهی كه تو را وسوسه عشق دهد ، حیله ای پنهانیست


زیر لب زمزمه شادی مردم برخواست، هركجا مرد توانایی بر خاك نشست


خنده ها می شكفد بر لبها تا كه اشكی شكفد بر سر مژگان كسی


همه بر درد كسان می نگرند، لیگ دستی نبرند درپی درمان كسی


از وفا نام مبر، آنكه وفا خواست كجاست؟


ریشه عشق فسرد، واژه دوست گریخت،

سخن از دوست مگو، عشق كجاست، دوست كجاست؟


دست گرمی كه زمهر بفشارد دستت، در همه شهر مجوی


گل اگر در دل باغ بر تو لبخند زند بنگرش، لیك مبوی


بلبت نیز بگو، چاه هم با من و تو بیگانست نی صد بند برون آید

 از آن راز تو را فاش كند،درد و دل گر به سر چاه كنی


خندها بر غم تو دختر مهتاب كند گر شبی از سر غم آه كنی


درد اگر سینه شكافت، نفس بانگ مزن


درد خود را به دل چام مگو


استخوان تو اگر آب كند آتش غم


آب شو، آه مگو


گفته ام با دل خویش، مزرع سبز فلك دیدمو صد نیرنگش،

 نتوانم كه گریزم از چنگش


آسمان با من و ما بیگانه


خویش در راه نفاق


دوست در كار فریب


آشنا بیگانه


شاخه عشق كجاست؟


آهوی مهر گریخت


تار پیوند گسست


به كه باید دل بست؟


به كه شاید دل بست؟


به كه......

 

1043973wqej3yk0u9.gif 

نوشته شده در پنجشنبه 1387/05/10ساعت 11:59 قبل از ظهر توسط ღ ღ سمیه ღ ღ | 


پیوندها

ღدلشکستهღ
مرغ عشق
دل سپرده
دو عاشق
بچه های علامرودشت
ایستگاه تبلیغات مهرگان59
وب لاگ مهرگان
امید
مرگ است که دروغ نمی گوید
سایت تخصصی موبایل
آهنگ هاا
دانلود موزیک ایرانی
پرنده قفسی رضا
آموزش فتوشاپ آقا رضا
دانلود
رییس جمهور محبوب
دانلود برنا مه ها
سیسیل
تقدیم با عشق
وب لاگ مختصر اما مفید
به خدا ناز دو چشماتو به دنیا نمیدم
باران!
جستجوی عکس
دانلود
گیتار تخصصی
عشق منی
آقا امید
آ رضا با من از عشق بگو
حاج عرفان
آقا مصطفی
آقا بهنام
قالب
سید جعفر
پوست و آرایش صورت
آموزش کامل فتوشاپ با تصویر
آپلود عکس و غیره عضو شدم
زیبا برای آپلود عکس معرفی کرده
آپلود عضو شدم
دانشجویان آی تی
عالی با کلی ترفند
مشخص کی آنلاین
آهنگ تولدت مبارک از جلال همتی
یه وب لاگ زیبا و غمگین
زیبایی و صورت و پوست
کد آهنگ تولدت مبارک یه بچه
کد آهنگ تولد از اندی
زن و زیبایی
می خوام بمونی
دل شکسته ها
نفرین
خدمات کامپیوتری حفیظ
آمیت
آسمان آبی
دانلود برنامه پرینتر
قالب های مژگان
راههای زیبایی
طریقه خط چشم
chat
آپلود عکس
موسیقی آنلاین
adsl
روز تولد تو محمد
مسعود ده نمکی
جدیدترین نوحه ها
عکس هنرپیشه ها
پسر مریخی
مهندسی عمران یزد
سایت مهندسی عمران یزد
طرح های سایت وزارت تعاون
تلویزیون آنلاین
سایت مداحی امیر هالاراس
سایت کوچولو
موزیک وابسته به ایران سونگ
عشق شیشه ای
پیامبران مدفون در ایران
اسامی دختر و پسر
تماس با ارواح
سایت زیبا و دیدنی
خواستگاری و ازدواج
آموزشهای کامپیوتر
وب لاگ شعر و عکس زیبا
قد عشق من بلنده
کد آهنگ برای وب لاگ
تنها عشق من
عشق زندگی رضا
معماری آزاد تهران
حفیظ تنها
بهترین نامهای ایرانی
آموزش مداحی
محشردات کام
تیغه عشق
سایت آپلود فایل
جوانان
اشعارنامه
قالب ساز
گروه آموزش های پایه و اساسی
سایت شکلک
سایت شکلک و عکس زیباااا
موسیقی برنامه های تلویزیونی
عشق
سایت ماه محرم
كدهاي آهنگ زيبا
دنيا دات كام
طالع بيني
سايت موبايل
سايت آرايش
سایت مصطفی جهانداری
کدبانو
سایت فون عکاسی
آموزش فتوشاپ
پی سی ورلد
پی سی دانلود
مدل لباس
سایت کاریابی
هنر خانه داری
خدمات چاپی
بهترین قالب ها
تالار گفتگو
تفریحات اینترنتی
لیست وب لاگ های فارسی
قالب های زیبای نایت اسکین
کد بارش برف و باران
کد آهنگ وب لاگ
زیباترین شکلک ها (تولد)
شکلک
ترجمه ترانه های عربی
سایت اپلود عکس
سایت
آپلود فایل
کرم شب تاب
تزیین ماشین عروس در محل
IT&ICT
تعبیر خواب
تعبیر خواب1
طرفداران محمود احمدی نژاد
دانشگاه آزاد بندرعباس
وب لاگ زیبای آقا محمد حسن
آموزش کامل کامپیوتر
استخاره با قرآن
آموزش خیاطی1
آموزش خیاطی2
خیاطی
مدل لباس
مدل لباسس
دانشجویان عمران امیرکبیر
دانشجویان ارشد ریاضی
سایتی که فکر شما رو می خواند
همكلاسي دات كام


آمار وب لاگ
بازديدهای شما:

تیم امنیتی هکران دلتا هکینگ مهاباد
 

سمیه

من عاشقم عاشق