دلم گرفت ازین روزا از این روزای بی نشون
از این همه در به دری ازگردش چرخ زمون
دلم گرفت ازادما
ازادمای مهربون
ازاین مترسکای پست
از هم دلای هم زبون
تو هم که بی صدا شدی اهای خدای اسمون
اهای خدای عاشقا تویی فقط دل خوشیمون
اره دلم خیلی پره از غمای رنگ و وارنگ
از جمله ی دوست دارم دروغای خیلی قشنگ
دلم گرفت ازاین روزا
از ادمای مهربون
از تو که با ما نبودی ازاون خدای اسمون
ازاون خدای اسمون
ازاون خدای اسمون
دلم گرفت از آسمون هم از زمین هم از زمون
تو زندگیم چقد غمه دلم گرفته از همه
ای روزگار لعنتی تلخه بهت هر چی میگم
من به زمین و آسمون دست رفاقت نمی دم
امشب از اون شباس که من دوباره دیوونه بشم
تو مستی و بی خبری اسیر میخونه بشم
امشب از اون شباس که من دلم می خواد داد بزنم
تو شهر این غریبه ها دردمو فریاد بزنم
از این همه دربه دری تو قلب من قیامته
چه فایده داره زندگی این انتهای طاقته
از این همه در به دری به لب رسیده جون من
به داد من نمی رسه خدای آسمون من