به كه بايد دل بست؟ به كه بايد پيوست؟
عید غدیر مبارک باشه
تعطیلات خوش بگذره ...
هي مجنون !!!
كجايي !!!
بياو ليلايت را از كوچه پس كوچه هاي اين حافظه هاي عاشق بردار
و با خودت ببر ...
و بذار دنيايي از شرش راحت بشوند
ديگر نه كسي بگويد ليلاي من ...
نه كسي بگويد مجنونم ...
شايد فرجي شد ...
خواهی که بگویی دلت از سنگ است
آسمان بی رنگ است
پنجره چوبی است
زندگی خودخواهیست.
من برایت میگویم
آسمان بارانی است
جنسش از اشک است
چشم هایم بی دریغ از حرف است
آری،این ها همه خودخواهیست
.
چشم ها بی نگاهت بارانی است
از نگاهت خون است
خون،باران،دل،آتش
این ها همه خودخواهیست
.
با نگاه بی نگاهی حرف ها می زند این چشم
حرف ها از دل
از زمان که نامرد است
چشم من بی دریغ ازدرد است
زیرامی بیند،فاصله بی معنی است
.
نقاش هردم بر وفق مرادم نکشد
به هر آن سو که روم بیکران نقاشی است
.
اشک دیدگانم را می آرامد
تلخی لبخند می آزارد دل را
اشک،لبخند،بی معنی است
این ها همه خودخواهیست.
لبخند خاکستری است
این ها همه خودخواهیست
.
نجوای صدا خاموشی است
این برایم کافی است.
چشم هایم بی توقع بارانی است
چشم هایم از نگاه بی صدایت راضی است
در دلم غوغایی است
.
سرزمینی که در آن شاعران از بدی ها گویند
من دلم را بی مهری کافیست
چشم هایم از جسارت بارانی است
چشم هایم را طلب عفو
زین جسارت کافیست
نه سبویی خواهند
نه صدایی که در آن غوغایی است
حالا بازهم تو بگو
این ها همه خودخواهیست
خودخواهیست
به كه بايد دل بست؟
به كه بايد دل بست؟ به كه بايد پيوست؟
سينه ها جاي محبت همه از كينه پر هست
نيست يك تن كه در اين سير غم الوده ي عمر قدمي راه محبت پويد
در نگاه من و تو حسرت بي فردايي
به كه بايد دل بست؟ به كه بايد پيوست؟
نقش هر خنده كه بر لبي مي شكند نقشه اي شيطانيست
در نگاهي كه تو را وسوسه ي عشق دهد حيله اي پنهانيست
به كه بايد دل بست؟ به كه بايد پيوست؟
ان وفادار كجاست؟؟
تو محکومی....
قلبم محکوم شد به ساده بودن ...
غرورم محکوم شد به خونسرد بودن ......
احساسم محکوم شد به کم حرف بودن ...
دلم محکوم شد به گوشه گير بودن .....
چشمانم محکوم شد به مهربان بودن ......
دستهايم محکوم شد به سرد بودن ....
پاهايم محکوم شد به تنها رفتن ...
آرزوهام محکوم شد به محال بودن ....
وجودم محکوم شد به تنها بودن ....
عشقم محکوم شد به مبحوس بودن ....
و اما امروز تو عشق من محکوم ميشوي به خاطر اسير بودن ....
و من باز هم مثل هميشه خودم رو محکوم ميکنم به
عاشق بودن ....