تبليغاتX
ღ ღ من _ عاشقم _ عاشق ღ ღ

ღ ღ من _ عاشقم _ عاشق ღ ღ



یاد آن روز ...

 

 

ياد آن روز بخير كه در صفحه شطرنج دلت

شاه عشق بودم و با كيش رخت مات شدم

ميگويند نخستين عشق

كه در شباب جوانی وجود انسان را فرا می گيرد


هرگز فراموش شدنی نيست

و آتش سوزنده آن عقل و دل ودين انسان را پايمال می كند.


من ميگويم كه عشق از نخستين روز

تا واپسين دم حيات اين بشر را چون شمعی

فروزان ، زنده نگه ميدارد و نشاط و شادمانی بدو می بخشد .


دل بی عشق انسان را به ديار جنون می برد

و بلای صاحبدلان عشق است

و تماشای قد سر و مانند يار .


ولی همين بلا مستی دل انگيزی دارد

 كه شايد از سرچمه حيات ابدی فروزندگی

خاصی را گرفته و منعكس ميكند.


آنانيكه برای يك بوسه معشوغه وفادار جان می دهند

 كسانی هستند كه درخشندگی


نور زندگانی جاودانی را در لبان سرخ

 فام زيبايان جهان احساس می كنند.


تو نيز از سرچمه حيات قطراتی چند نوشيده ای

 وگرنه چگونه ممكن است كه تا اين


حد فروزندگی حيات جاودانی از صورت زيبايت بتابد .

گر عشق من از پرده عيان شد عجبی نيست

پوشيدن اين آتش سوزننده محال است

 

 

 

وقتی جای خنده ـ غم  می شینه روی لبام

تشنه ی نوازشم خسته از خستگی ها

وقتی دستای من گرمی دستی می خواد

وقتی یه لحظه  خوشی به سراغم نمی یاد

تو می تونی غما مو خاک کنی

گونه های خیسمو پاک کنی

تو می تونی

تو می تونی دلمو شاد کنی - منو از دردو غم آزاد کنی

تو می تونی

ما همیشه عاشقه - تو همیشه عاشقی  تویی که مسبب لذت دقایقی

به تن مرده ی من تو می تونی جون بدی به رگهای خشک من قطره قطره خون بدی

تو می تونی غما مو خاک کنی

گونه های خیسمو پاک کنی

تو می تونی

تو می تونی دلمو شاد کنی - منو از دردو غم آزاد کنی

تو می تونی

 وقتی شب می رسه آ سمون سیاه می شه

غم و غصه تو دلم قد یه دنیا می شه

وقتی دستای تو خونمون در میزنه دل من پشت دیوار از خوشی پر پر می زنه

تو می تونی غما مو خاک کنی

گونه های خیسمو پاک کنی

تو می تونی

تو می تونی دلمو شاد کنی - منو از دردو غم آزاد کنی

تو می تونی

زمانی که مرده درد رنگ باخته و زمانی که عاشق هستید

نوشته شده در چهارشنبه 1386/09/21ساعت 5:7 بعد از ظهر توسط ღ ღ سمیه ღ ღ | 

عشق من ...

ببار باران بر اين شهر ويران زده


كه دلاي آدما مسخ شده


ببار بر اين جسمهاي خشكيده


كه انسانيت از ميون نسل بشر برچيده شده


ببار بر اين دلهاي سرد


كه ديگر نمي تپد براي كودكان بي مادر


ببار بر دل غم گرفته


بر دل پژمرده بر گل نشسته


ببار بر سر انسانهاي مست


كه زندگي را همين دنيا دانند و بس


ببار بر دل آن پير گريان


كه زندگي را باخت چه آسان


ببار بر آن دل شكست خورده


كه تيري آهنين بر دلش نشسته


ببار بر او كه ديگر اميدي بر دل ندارد


نيست مرهمي بر دل او چون اثر ندارد


ببار بر اين جسم خسته من


باشد كه رود اين سستي و رخوت من

نوشته شده در چهارشنبه 1386/09/21ساعت 12:49 بعد از ظهر توسط ღ ღ سمیه ღ ღ | 

اشکام ...

اشكای صورتم هست دونه دونه..

تو دنيا كسی قدر دل منو نمی دونه..

اين دل نميتونه كه بی تو بمونه..

دوس داره كه تا صبح واسه تو بخونه..

آخه اين دل من بی تو شده ديوونه..

بری ازش می مونه فقط يه ويرونه...

 

 

 

دلــم تنگ است به وسعت زیبایی چشمانت.. 

دلــم تنگ است به اندازه ی بزرگی قلبی که داری و در آن همه کس و هر کس را جا می دهی ..

 

دلــم تنگ است برای گرفتن دستانت.. 

دستانی که خالی از حقیقت مهربانی را به فراموشی سپرده اند ،

 

دلــم تنگ است برای روزها و شب ها.. 

چندی است نمی دانم شب و روز در چه لباسی می آیند و می روند ...

 

گویند زیبایی شب با ستاره هاست ..

چرا من هیچ ستاره ای را در آسمان تاریکم نمی یابم !

حتی ماه دیگر با ان همه سخاوت در آسمان گرفته ام دیده نمی شود ..

................ 

دلــم تنگ است به اندازه ی تمام روزهایی که نبودی..

 

دلــم تنگ است به اندازه ی تمام روزهایی که تو را ندارم ........

 

 

وقتی زيره بارون آروم قدم ميزدم ..

هيچ موقع به روزه جداييمون فكر نمی كردم !

بارون ميومد آروم، آروم می ريخت رو صورته ماهت ..

تو چشماتو می بستی

ولی من هميشه می گفتم ..

چشماتو باز كن، چشماتو نبند

كه اگه چشماتو ببندی ..

من می ميـرم

 

دوستت  دارم ...

اسیرم در قلب مهربانت برای همیشه و تا ابد ..

یک کلام ، تا ابد از ته دل دوستت دارم عزیزم.

مرا تنها نگذار ، با من باش و با یکدلی و یکرنگی دوستم داشته باش

خیلی دوستت دارم بیشتر از آنچه که تصور میکنی ،

از تمام دار و ندارم در این دنیا یک دل داشتم آن هم به تو تقدیم کرده ام

این دل شکسته ام برای توست و به عشق بودن تو زنده است...

لحظه به لحظه نام تو را زیر لب زمزمه میکنم ، لحظه طلوع

تا غروب خورشید و لحظه غروب تا سحرگاه فردا دلتنگ تو

هستم و در انتظار دیداری دوباره با تو...

تو تمام هستی منی ، با سرنوشت می جنگم تا به تو برسم ای هستی من..

به من محبت و عشق برسان که تنها امیدم به این زندگی تنها عشق توست.

همه عشقم ، همه هستی ام ، همه وجودم ، عطر نفسهایم

همه و همه برای توست....

 

باور داشته باش که بدون تو این زندگی برای من به معنای زنده بودن نیست

شاید زمانی که بعد از تو از این دنیا بروم، باور کنی که زندگی بدون تو را

نمیخواهم و حتی یک لحظه هم طاقت بدون تو نفس کشیدن را ندارم!

با تو نفس کشیدن برای من شیرین است ، با تو زندگی کردن برایم

به معنای خوشبختی است ، با تو بودن برایم همان لحظه رویایی است ...

پس با من باش ، با من زندگی کن ، و با من بمان تا من نیز با تو عاشقانه

بمانم و لحظه به لحظه ، عاشقانه تر از همیشه از ته دلم بگویم :

رهايم نكن !!!

 

به کودکی گفتند:عشق چيست؟  گفت:بازی 

به نوجوانی گفتند:عشق چيست؟  گفت:رفيق بازی

به جوانی گفتند:عشق چيست؟  گفت:پول و ثروت

به پيرمردی گفتند:عشق چيست؟  گفت:عمر

به عاشقی گفتند:عشق چيست؟ چيزی نگفت،آهی کشيد و سخت گريست ...

 

 

عشق و ديوانگی

 

زمان های قديم٬ وقتی هنوز راه بشر به زمين باز نشده بود، فضيلت ها و تباهی ها دور هم جمع شده بودند.

ذکاوت گفت بياييد بازی کنيم. مثل قايم باشک!

ديوانگی فرياد زد: آره قبوله من چشم می زارم!

چون کسی نمی خواست دنبال ديوانگی بگردد٬‌ همه قبول کردند.

ديوانگی چشم هايش را بست و شروع به شمردن کرد: يک٬ ... دو٬ ... سه٬ ... !

همه به دنبال جايی بودند که قايم بشوند.

نظافت خودش را به شاخ ماه آويزان کرد.

خيانت خودش را داخل انبوهی از زباله ها مخفی کرد.

اصالت به ميان ابر ها رفت.

هوس به مرکز زمين راه افتاد.

دروغ که می گفت به اعماق کوير خواهد رفت٬ به اعماق دريا رفت.

طعم داخل يک سيب سرخ قرار گرفت.

حسادت هم رفت داخل يک چاه عميق.

آرام آرام همه قايم شده بودند و

ديوانگی همچنان می شمرد: هفتادو سه٬ هفتادو چهار٬ ...

اما عشق هنوز معطل بود و نمی دانست به کجا برود.

تعجبی هم ندارد. قايم کردن عشق خيلی سخت است.

ديوانگی داشت به عدد ۱۰۰ نزديک می شد٬ که عشق رفت وسط يک دسته گل رز آرام نشت.

ديوانگی فرياد زد: دارم ميام. دارم ميام ...

همان اول کار تنبلی را ديد. تنبلی اصلا تلاش نکرده بود تا قايم شود.

بعد هم نظافت را يافت. خلاصه نوبت به ديگران رسيد. اما از عشق خبری نبود.

ديوانگی ديگر خسته شده بود که حسادت حسوديش گرفت و آرام در گوش او گفت: عشق در آن سوی گل رز مخفی شده است.

ديوانگی با هيجان زيادی يک شاخه گل از درخت کند و آن را با تمام قدرت داخل گل های رز فرو برد.

صدای ناله ای بلند شد.

عشق از داخل شاخه ها بيرون آمد٬ دست هايش را جلوی صورتش گرفته بود و از بين انگشتانش خون می ريخت.

شاخهء درخت٬ چشمان عشق را کور کرده بود.

ديوانگی که خيلی ترسيده بود با شرمندگی گفت

حالا من چی کار کنم؟ چگونه می توانم جبران کنم؟

عشق جواب داد: مهم نيست دوست من٬ تو ديگه نميتونی کاری بکنی٬ فقط ازت خواهش می کنم از اين به بعد يار من باش.

همه جا همراهم باش تا راه را گم نکنم.

و از همان روز تا هميشه عشق و ديوانگی همراه يکديگر به احساس تمام آدم های عاشق سرک می کشند ...

 

تا حالا عاشق شدی ؟!!

            تا حالا این حس رو تجربه کردی !!

            دیدی که چه حس قشنگیه...

            تا حالا دلت خواسته که همیشه و همه جا  کنار یکی باشی ؟!

            تا حالا دلت خواسته به کسی بگی دوستت دارم !!!

            تا حالا دلت خواسته خودت رو برای کسی فدا کنی !!؟

            تا حالا شبها٬ وقتی همه خوابن٬ تو خلوت خودت٬ به خاطر وجود کسی گریه کردی ؟؟!!!!

            تا حالا خدا رو به خاطر خلقت کسی ستایش کردی !!

            آره!!؟؟ به این میگن عشق...!!!

            حس قشنگیه! نه؟

 

 

 

نديدمت دوباره    دلمو ربودی

با رقيبم نشستی    دلمو شكوندی

تا نيمه های شب با اون    بيرون می موندی

جیک تو جیکه لباش بودی    واسش می خوندی...

...

واسه دلم نقشه كشيدی    خيلی پستی

آره،ساده دلمو    زدی شكستی

نمی دونم كجا باهاش    دست، تو دستی !

يا اصلا داری    باهاش ميرقصی...

...

نديدمت دوباره    دلمو ربودی

از عاشقی خوندم واست    شعر جدايی خوندی

با اون يكی ديدمت    مردم از حسودی

از غريبه نخوردم    دشمنم تو بودی !!!

..........

يه روز نوازشم كردی، يه روز دلو شكوندی، بد جوری اون خنجرو تو قلب من نشوندی، گفتی تا پای جونم پيش تو می مونم..

آره، اونم دروغ بود عزيز ! پيش من نموندی ...                

 

 

همه ی دنيا به روی من خنجر كشيدن...

دله من تو اين روزا خيييييلی گرفته...

يادته اون روزا كه دله تورو شكسته بودن...

حالا اين دله مثله اون روزا گرفته...

باورم كن، باورم كن كه بی تو ميميرم...

بی تو تنهام، خوب ميدونی كه تو غصه ها اسيرم...

از يادم هرگز نرفتی، اما از ياده تو رفتم...

بی تو تنها تو خيابونا زيره بارونا ميرفتم...

دلمو شكستی اما نذاشتم تو غم ببينی...

تو كويره خشكه قلبم، هنوزم عزيزترينی...

وقتی فهميدی عزيزی منو تنها جا گذاشتی...

تو همونی كه ميگفتی جز من هيچ كسو نداشتی...

بيا برگرد، هنوزم تويه قلبم خونه داری...

يادته گُل داده بودی كه منو تنهام نذاری...!!!

 

 

 

 

 

...

GOD !

نوشته شده در دوشنبه 1386/09/19ساعت 7:0 بعد از ظهر توسط ღ ღ سمیه ღ ღ | 

هنوز نميدوني برات ميميرم ؟

هيچوقت نميتونم بهت بگم نه


هميشه هر چي تو ميگي همونه


اما ميترسم من از اون روزيكه


بري و خوبيهام يادت نمونه


با جون و دل حرفاتو ميپذيرم


هنوز نميدوني برات ميميرم


بگي بمون كناره تو ميمونم


بگي برو از همه زودتر ميرم !


از همه زودتر ميرم .


هيچوقت نميتونم بهت بگم نه


هميشه هر چي تو ميگي همونه


اما ميترسم من از اون روزيكه


بري و خوبيهام يادت نمونه


بري و خوبيهام يادت نمونه .


يه عاشق حلقه به گوش ميخواستي


در به درو خونه به دوش ميخواستي


همون شدم كه دنبالش ميگشتي


همون شدم ايندفعه راستي راستي


يه لحظه هم شك به دلت راه نده


اينهمه بدگموني خيلي بده


امشب دوباره اين دل عاشقم


به خاطرت به سيم آخر زده


امشب دوباره اين دل عاشقم


به خاطرت به سيم آخر زده


به سيم آخر زده ...


هيچوقت نميتونم بهت بگم نه


هميشه هر چي تو ميگي همونه


اما ميترسم من از اون روزيكه


بري و خوبيهام يادت نمونه


بري و خوبيهام يادت نمونه .

 

 

تو نمی دونی من چی کشیدم وقتی که گفتی تو را نمی خوام


باور ندارم که دیگه نیستی حالا تو رفتی من اینجا تنهام


یه شوخی بودو یه قصه تلخ وقتی که گفتی تو را نمی خوام


خیال می کردم می خوای بترسم شاید هنوزم باور نکردم


چشمای گریون دستای خسته دوری چشمات منو شکسته


رنگ اون چشات چشای سیات زنجیر دلت دستامو بسته


شاید یه حسود چشممون زده بگو کی مارو تنهایی دیده


ولی میدونم تو آسمونا قصه مارو یکی شنیده


تو باور نکن هر کی بهت گفت پیشت می مونم پیشت می مونم


باور ندارم که دیگه نیستی تا ته دنیا از تو می خونم


چشمای گریون دستای خسته دوری چشمات منو شکسته


رنگ اون چشات چشای سیات زنجیر دلت دستامو بسته


تو نمی دونی من چی کشیدم وقتی که گفتی تو را نمی خوام


باور ندارم که دیگه نیستی حالا تو رفتی من اینجا تنهام


یه شوخی بودو یه قصه تلخ وقتی که گفتی تو را نمی خوام


خیال می کردم می خوای بترسم شاید هنوزم باور نکردم


چشمای گریون دستای خسته دوری چشمات منو شکسته


رنگ اون چشات چشای سیات زنجیر دلت دستامو بسته


شاید یه حسود چشممون زده بگو کی مارو تنهایی دیده


ولی میدونم تو آسمونا قصه مارو یکی شنیده

نوشته شده در یکشنبه 1386/09/18ساعت 8:33 قبل از ظهر توسط ღ ღ سمیه ღ ღ | 

دل تنگی ...

دل تنگي   


امروز دلم براي ديدارت تنگ شده

خورشيد بين ابرهاي آسمون پنهان شده و بغض سنگيني

گلوي منو و ابرها رو فشار مي ده

بارون با صداي بلند يك رعدوبرق شروع مي شه و من

بي صدا به ياد تو مي گريم .

دلم برات تنگ شده

چشم هاي من و آسمان تابستان به خاطر تو خيس و بهاري شده اند

 دلم آنقدر تنگ است كه ديگر جاي هيچ كس و هيچ چيز به جز ياد تو در آن نيست .

دلتنگي ام آنقدر بزرگ است كه با فكر كردن به تو از بين نمي رود .

امروز دلم تو را مي خواد . امروز دلم مثل هر روز تورا مي خواهد .

براي هميشه راي ثانيه هاي زندگي ام كه بدون تو بي رنگند

و براي دقيقه هاي تنهايي ام كه اگر نباشي مثل چند ساعت مي گذرند .

وقتي نيستي انتظار مثل يك كابوس وحشتناك كنارم مي شينه

و وقتي منتظرت هستم همه ي وجودم در يك آرزو خلاصه مي شود .

آمدن تو ....

و وقتي مي آيي دلم مي خواد تمام زندگي ام را نثارت كنم

 تمام هستي ام را فدايت كنم و

جلوي چشمان خمارت قرباني شوم

                    عشق
 
 
 
روی دروازه قلبم نوشتم:

ورود ممنوع!
 
دل پریشان آمد. گفتم بخوانش. خواند و باز گشت.

امید مضطرب آمد. گفتم بخوانش. خواند و بازگشت.

آرزو با دلهره آمد.  گفتم بخوانش.   خواند و بازگشت.

عشق خنده کنان آمد.  گفتم خواندیش.  
 
گفت:من سواد ندارم ....
 
 
 
 
 
 
به گل گفتم عشق چيست؟
گفت از من خوشبو تر...

به پروانه گفتم عشق چيست؟

گفت از من زيبا تر....

به شمع گفتم عشق چيست؟

گفت از من سوزنده تر..

به عشق گفتم آخر تو چيستي؟

گفت نگاهي بيش نيستم...........
 
 
 
 فرياد

فرياد نزن ای عاشق

من صدايت را درون

قلب خود می شنوم

درد را در چهره ی عاشق تو

با ذهن خود می نگرم

فرياد نزن ای عاشق

فرياد نزن !

بی سبب نيست چنين فريادم

بی گناه در دام عشق افتادم

چه درست و چه غلط زندگيه

هم خودم هم تورو بر باد دادم

بی گناه در دام عشق افتادم

اگر احساسمو می فهميدی

قلبتو دوباره می بخشيدی

لحظه ی پايان اين ديدار را

روز آغازی دگر می ديدی

اگه بيهوده نمی ترسيدم

عشقو آن گونه که هست می ديدم

شايد اين لحظه ی غمگين وداع

قلبمو دوباره می بخشيدم

کاش از اين عشق نمی ترسيدم !

ما سزاواريم اگر گريانيم

اين چنين خسته و سرگردانيم

ما که دانسته به دام افتاديم

چرا از عاشقی رو گردانيم ؟

وقتی پيمان دل و می بستيم

گفته بوديم فقط عاشق هستيم

ولی با عشق نگفتيم هرگز

از دو نیمه ما برابر هستیم

از دو نیمه ما برابر هستیم

نه گناهکاریم نه بی تقصیریم

منو تو بازیچه ی تقدیریم

هردو در بیراهه ی بی رحم عشق

با دل و احساس خود درگیریم

بیشتر از همیشه دوستت دارم

گرچه از عاشقی و عاشق شدن بیزارم

زیر آوار فرو ریخته ی عشق

از دلم چیزی نمونده که به تو بسپارم

تو که همدردی مرا یاری بده

به من عاشق امیدواری بده

اگر عشق با ما سر یاری نداشت

تو به من قول وفاداری بده !

تو به من قول وفاداری بده !
 
 

تقدیم به وفا داران عشق
 
 
 
 
خیلی ممنون داداش مهدی از بابت شعر زیباتون
 
عشقه تازه حرف تازه
من وتو شب که درااازه
هیچکی مثل ما نفهمید
تو دل این شب یه رازه ه
من یه نیمه از تو بودم
تو یه نیمه از خود من

بین ما فاصله بود
تا دله من تو رو شکستن

بغض نکن که بغض چشمات
تو رو میندازه به جونم
با خیالت گر میگیره
بند بند استخونم

اسمه رمز شب ستارست
بودنامون تا که دوباره
شبا که دلتنگه جنوبیم
ستاره بازیمون بهانست

ما برای عاشقیمون
یه زبون تازه داریم
دوریم اما تو یه ساعت
چشمامون و هم می ذاریم

تو رو دارم و ندارم
بودنی به رنگ یک خواب
دلتنگم از تو به رویا
غنچه نجیب مهتاب

از تو لبریزم و بیتاب
خالی از حتی خود من
هر جا هستی هر جا میری
عاشقانه وار باهاتم

ما زیر سایه عشقیم
تیه تیره تا خود شو
بی تفاوت به نگاهت
دشمن عاشق بی تاب

بغض نکن که بغض چشمات
تو رو میندازه به جونم
با خیالت گر میگیره
بند بند استخونم

اسمه رمز شب ستارست
بودنامون تا که دوباره
شبا که دلتنگه جنوبیم
ستاره بازیمون بهانست

عشقه تازه حرف تازه
من وتو شب که درااازه
هیچکی مثل ما نفهمید
تو دل این شب یه رازه ه
من یه نیمه از تو بودم
تو یه نیمه از خود من

بین ما فاصله بود
تا دله من تو رو شکستن

بغض نکن که بغض چشمات
تو رو میندازه به جونم
با خیالت گر میگیره
بند بند استخونم

اسمه رمز شب ستارست
بودنامون تا که دوباره
شبا که دلتنگه جنوبیم
ستاره بازیمون بهانست
 
 
 
 
نام تو رو آورده ام دارم عبادت میکنم

گرد نگاهت گشته ام دارم زیارت میکنم
 
دستت به دست دیگری از این گذشته کار من

اما نمی دانم چرا دارم حسادت میکنم

گفتی دلم را بعد از این دست کس دیگر دهم

شاید تو با خودئ گفته ای دارم اطاعت میکنم

رفتم کنار پنجره دیدم تو را با بگذریم

چیزی ندیدم این چنین دارم رعایت میکنم

من عاشق چشم تو ام تو مبتلای دیگری

دارم به تقدیر خودم چندیست عادت میکنم

تو التماسیم می کنی جوری فراموشت کتم

با التماس ولی تو را به خانه دعوت میکنم

گفتی محبت کن برو باشد خداحافظ ولی

رفتم که تو باور کنی دارم محبت میکنم
 
 
 
هوایی که تو توش نفس می کشی

عطر گلش به آسمون می رسه

کسی که دیوونه ی چشمات می شه

مثل من آخر به جنون می رسه

جاده ای که تو توش قدم می ذاری

تا کهکشون راه شیری مکی ره

به هر کی مثل من نگا بندازی

یه عمری قلبش به اسیری می ره

اتاقی که خواباتو توش می بینی

بدون اینکه بدونی بهشته

زیبا نمی دونم چرا یه جوری

اسم تو رو خدا با من نوشته

شاخه گلی که تو می گیری دستت

تو هیچ خزونی دیگه خم نمی شه

زیبا بذار هر چی که خواستن ، بگن

از عشق من به تو که کم نمی شه

آب زلالی که ازش می نوشی

حس می کنه زود رسیده به دریا

قطره ی آبم دیگه خوب می فهمه

دریا یعنی تو ، یعنی عشق زیبا

سقفی که بالای سرت می شینه

چه قد به بالا بودنش می نازه

اون تنها سقفیه که توی دنیا

بازی و آسمون بهش می بازه

فقط یه خطش و برات نوشتم

زیبای ماه من اینا بهانس

اینا همه گذشتن از جنونه

اینا همش رد شدن از ترانس

به کل آدما حسودیم می شه

شاید یه باز اسم تو رو بیارن

به اونا که زیبا می خوام بدونی

اندازه ی من تو رو دوس ندارن

اونی که تو قاموس ناز چشمات

دلت می خواهد بهش بگی دخالت
 
یه جور جنونه که حالا پزشکا

بهش می گن گذشتن از حسادت

اینو نوشتم که بگو عزیزم

همین حالا ، چه امروز و چه فردا

بدون اعتنا به حرف مردم

دیگه می خوام سر بذارم به صحرا

برم یه جای دور خیلی نزدیک

یه جایی پشت عقده های دنیا

برم یه جا دنبال تو بگردم

دنبال تو ، دنبال عطر زیبا

انقد برم که مردم زمونه

بدون حد و مرز و حرف و قانون

به مریمی که عاشق زیبا شد

بگن توی کتاب و قصه ، مجنون

زیبا چرا من اینجوری نوشتم
 
 
 
 
هوایی که تو توش نفس می کشی

عطر گلش به آسمون می رسه

کسی که دیوونه ی چشمات می شه

مثل من آخر به جنون می رسه

جاده ای که تو توش قدم می ذاری

تا کهکشون راه شیری مکی ره

به هر کی مثل من نگا بندازی

یه عمری قلبش به اسیری می ره

اتاقی که خواباتو توش می بینی

بدون اینکه بدونی بهشته

زیبا نمی دونم چرا یه جوری

اسم تو رو خدا با من نوشته

شاخه گلی که تو می گیری دستت

تو هیچ خزونی دیگه خم نمی شه

زیبا بذار هر چی که خواستن ، بگن

از عشق من به تو که کم نمی شه

آب زلالی که ازش می نوشی

حس می کنه زود رسیده به دریا

قطره ی آبم دیگه خوب می فهمه

دریا یعنی تو ، یعنی عشق زیبا

سقفی که بالای سرت می شینه

چه قد به بالا بودنش می نازه

اون تنها سقفیه که توی دنیا

بازی و آسمون بهش می بازه

فقط یه خطش و برات نوشتم

زیبای ماه من اینا بهانس

اینا همه گذشتن از جنونه

اینا همش رد شدن از ترانس

به کل آدما حسودیم می شه

شاید یه باز اسم تو رو بیارن

به اونا که زیبا می خوام بدونی

اندازه ی من تو رو دوس ندارن

اونی که تو قاموس ناز چشمات

دلت می خواهد بهش بگی دخالت

یه جور جنونه که حالا پزشکا

بهش می گن گذشتن از حسادت

اینو نوشتم که بگو عزیزم

همین حالا ، چه امروز و چه فردا

بدون اعتنا به حرف مردم

دیگه می خوام سر بذارم به صحرا

برم یه جای دور خیلی نزدیک

یه جایی پشت عقده های دنیا

برم یه جا دنبال تو بگردم

دنبال تو ، دنبال عطر زیبا

انقد برم که مردم زمونه

بدون حد و مرز و حرف و قانون

به مریمی که عاشق زیبا شد

بگن توی کتاب و قصه ، مجنون

زیبا چرا من اینجوری نوشتم
 
 
 
 
 
 
تو هم مث من داری می گی دوری ؟

می گی تحملش کنم تا آخر

زیبا ولی نمی گی که چه جوری؟

زیبا می گی وصال تو عاشقی نیس

یه روز صدا تو نشنوم می میرم

اما نه ، هر چی تو بگی ، همیشه

خیال بکن حرفمو پس می گیرم

من می دونم یه روز گرم ابری

از پیش من می ری واسه همیشه

به قول تو این کار سرنوشته

نه و ، نمی خوام سرش نمی شه
 
مث نسیم اولای پاییز

با طالعت می ری و من می مونم

بی خبر از اون مقصد طلاییت

مث دیوونه ها برات می خونم

هر جا با هر کی توی دنیا ، بری

دلم عجیب هواتو کرده ، زیبا

اول اسم نازتم نمی دم

به لشگر ستاره های دنیا

تو گفتی عاشقی رسیدنی نیست

درس مث رویای من که کاله

مث صریحی تو ، یه مرزی داری

شکستن ضریح تو محاله

زیبا فقط یه چیز دیگه مونده

اینکه می گم ، تمام آرزومه

بگی می دونی من چه قد دیوونم

فقط همینو بدونی ، تمومه

تو مخمل صورتی خیالم

سر تو هر لحظه سر پادشاس

خیال چشمای قشنگ تو تخت

عادت و این حرفا مال آدماس

کسی که عاشق تو شد یه روزی

همه می گفتن یه ذره آدمه
 
حالا می گن مجنون عشق زیباست

توی شناسنامه ، ولی مریمه

زیبا ، نرو ، می ری ولی دیوونت

یه روزی ثابت می کنه به دنیا

که آدما واسه جواب گرفتن

فقط باید برید سراغ زیبا

دو دقیقه بعد یه تماس کوتاه
 
یک شب نرم و خنک و پاییزی
 
زیبا جونم کاش که یکی می فهمید

چه در دوست دارم چه قدر عزیزی
 
 
نوشته شده در شنبه 1386/09/17ساعت 10:38 قبل از ظهر توسط ღ ღ سمیه ღ ღ | 

اااااااااااااااااااانه .....

آهنگ  كارتونهاي  دوران كودكي...

   بامزي                  اوشين                گاليور                         

  زی زی گولو آسی پاسی        سلطان وشبان       روزي روزگاري    

  كارتون نل         بچه هاي مدرسه والت        خاله ريزه                         

 بينوايان(كزت)           داركوب زبل        لوك خوش شانس

              

 

سرور

 

باران تو یادآور خاطره ای

 

یادهایی که هنوز هم میتوانند

 

حادثه ای برای شعری نو باشند

 

باران طراوتت مرا به یاد

 

طراوات آن نگاهی می اندازد

 

که خیال را تبدیل به واقعیت میکرد

 

شاید خاطره ها کمی تلخ باشند

 

اما فراموش شدنی نیستند

 

همیشه گرمای عشق

 

گرمادهنده دل بود

 

اما اکنون اشک های

 

مانده از مرور روزهای خوش

 

روزهایی که همه خیال شدند

 

همه رفتند تا فردا نباشد

 

همه جای خود را به حیرانی دادند

 

تا شاید

 

شب هم بگوید

 

میتواند آفتابی باشد

 

آری

 

خنده ام آمد

 

بگذار بخندم و بگویم عشق را تا هرزگی راه بسیار است

 

اما در دلم میگویم

 

عشق و هرزگی هردو یک چیز هستند

 

ما آدمها یکدیگر را از یاد میبریم

 

و حتی نمیخواهیم  یادمان بماند  روزی برای هم

 

می مردیم

 

روزی به دنبال فرصتی بودیم تا

 

آن چشمان عاشق را

 

دوباره تسخیر کرد

 

امروز می رود تا بگوید فردایی نیست

 

اگر هم باشد حیرانی است

 

یا باید دروغ بگویی

 

یا همیشه عاشق چشمانی بمانی

 

که دیگر حتی نمی خواهد تو را ببیند

 

وای خدا

 

تکلیف ان روزهای خوب چیست

 

آن روزهای دوست داشتنی

 

من میخوام همیشه عاشق بمونم

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 1386/09/15ساعت 1:18 بعد از ظهر توسط ღ ღ سمیه ღ ღ | 


پیوندها

ღدلشکستهღ
مرغ عشق
دل سپرده
دو عاشق
بچه های علامرودشت
ایستگاه تبلیغات مهرگان59
وب لاگ مهرگان
امید
مرگ است که دروغ نمی گوید
سایت تخصصی موبایل
آهنگ هاا
دانلود موزیک ایرانی
پرنده قفسی رضا
آموزش فتوشاپ آقا رضا
دانلود
رییس جمهور محبوب
دانلود برنا مه ها
سیسیل
تقدیم با عشق
وب لاگ مختصر اما مفید
به خدا ناز دو چشماتو به دنیا نمیدم
باران!
جستجوی عکس
دانلود
گیتار تخصصی
عشق منی
آقا امید
آ رضا با من از عشق بگو
حاج عرفان
آقا مصطفی
آقا بهنام
قالب
سید جعفر
پوست و آرایش صورت
آموزش کامل فتوشاپ با تصویر
آپلود عکس و غیره عضو شدم
زیبا برای آپلود عکس معرفی کرده
آپلود عضو شدم
دانشجویان آی تی
عالی با کلی ترفند
مشخص کی آنلاین
آهنگ تولدت مبارک از جلال همتی
یه وب لاگ زیبا و غمگین
زیبایی و صورت و پوست
کد آهنگ تولدت مبارک یه بچه
کد آهنگ تولد از اندی
زن و زیبایی
می خوام بمونی
دل شکسته ها
نفرین
خدمات کامپیوتری حفیظ
آمیت
آسمان آبی
دانلود برنامه پرینتر
قالب های مژگان
راههای زیبایی
طریقه خط چشم
chat
آپلود عکس
موسیقی آنلاین
adsl
روز تولد تو محمد
مسعود ده نمکی
جدیدترین نوحه ها
عکس هنرپیشه ها
پسر مریخی
مهندسی عمران یزد
سایت مهندسی عمران یزد
طرح های سایت وزارت تعاون
تلویزیون آنلاین
سایت مداحی امیر هالاراس
سایت کوچولو
موزیک وابسته به ایران سونگ
عشق شیشه ای
پیامبران مدفون در ایران
اسامی دختر و پسر
تماس با ارواح
سایت زیبا و دیدنی
خواستگاری و ازدواج
آموزشهای کامپیوتر
وب لاگ شعر و عکس زیبا
قد عشق من بلنده
کد آهنگ برای وب لاگ
تنها عشق من
عشق زندگی رضا
معماری آزاد تهران
حفیظ تنها
بهترین نامهای ایرانی
آموزش مداحی
محشردات کام
تیغه عشق
سایت آپلود فایل
جوانان
اشعارنامه
قالب ساز
گروه آموزش های پایه و اساسی
سایت شکلک
سایت شکلک و عکس زیباااا
موسیقی برنامه های تلویزیونی
عشق
سایت ماه محرم
كدهاي آهنگ زيبا
دنيا دات كام
طالع بيني
سايت موبايل
سايت آرايش
سایت مصطفی جهانداری
کدبانو
سایت فون عکاسی
آموزش فتوشاپ
پی سی ورلد
پی سی دانلود
مدل لباس
سایت کاریابی
هنر خانه داری
خدمات چاپی
بهترین قالب ها
تالار گفتگو
تفریحات اینترنتی
لیست وب لاگ های فارسی
قالب های زیبای نایت اسکین
کد بارش برف و باران
کد آهنگ وب لاگ
زیباترین شکلک ها (تولد)
شکلک
ترجمه ترانه های عربی
سایت اپلود عکس
سایت
آپلود فایل
کرم شب تاب
تزیین ماشین عروس در محل
IT&ICT
تعبیر خواب
تعبیر خواب1
طرفداران محمود احمدی نژاد
دانشگاه آزاد بندرعباس
وب لاگ زیبای آقا محمد حسن
آموزش کامل کامپیوتر
استخاره با قرآن
آموزش خیاطی1
آموزش خیاطی2
خیاطی
مدل لباس
مدل لباسس
دانشجویان عمران امیرکبیر
دانشجویان ارشد ریاضی
سایتی که فکر شما رو می خواند
همكلاسي دات كام


آمار وب لاگ
بازديدهای شما:

تیم امنیتی هکران دلتا هکینگ مهاباد
 

سمیه

من عاشقم عاشق