تبليغاتX
ღ ღ من _ عاشقم _ عاشق ღ ღ

ღ ღ من _ عاشقم _ عاشق ღ ღ



دوباره دلم هوات رو کرده....

 

 

 

گمانم این بود که اگر به دستانت تکیه کنم پشتم به کوه است

 

چه تصور ابلهانه ای  ،باورم نمیشد که روزی با دست تو بشکنم

 

میگفتی توی این دنیا هر چیز محالی ممکن است.....باورم نمیشد

 

اما دیگر برایم باور شد

 

که بهترین آدمها میتوانند بدترین شوند

 

و تو که روزی بهترین بودی....ناگهان بدترین شدی....

 

چه چیز را میخواهی به رخم بکشی؟؟؟

 

سادگیم را ؟؟؟؟؟؟

 

اما بدان....سادگیم را ساده نگیر

 

باورت کردم....به خیال خامم که تو هم باورم کردی....

 

با تو دنیایی نقره ای ساختم

 

با تو نفس کشیدم....

 

به تو امید بستم.....

 

چه راحت شکستی و رفتی.....

 

چه بی خیال آتش زدی....این دل بی درمان را.....

 

چه دیر شناختمت،افسوس میخورم که چرا اینقدر بدبخت وساده بودم....

 

تو زلالیم را ندیدی، به بازیم گرفتی حداقل برای بار آخر منو به بدترین شکل بازی دادی.....

 

مرا،احساسم را به بازی گرفتی....

 

 

من بازیچه نیستم.....عروسک هم نیستم،تو به من دروغ گفتی....

 

دروغی بزرگ که منو دوست داشتی .... 

 

 

هرگز نمی بخشمت....

 

 هرگز نمی بخشمت....

 

اگر چه طي شد شبم به فال چشم هاي تو

 
                            مرا رها نمي كند خيال چشم هاي تو

هميشه تشنه مي شود كوير چشم هاي من 


                          به چشم هاي روشن و زلال چشم هاي تو


كجا هواي شرجي و جنوب لحظه هاي من


                            كجا طراوت تو و شمال چشم هاي تو


خواب ديده ام شبي كه به سكوي عاشقي

 
                          فقط نصيب من شده مدال چشم هاي تو

 

 

 

مطرب عشق عجب ساز و نوايي دارد
                                           نقش هر نغمه كه زد راه به جايي دارد


عالـم از ناله عشـــاق مبـادا خالـــي
                                           كه خوش آهنگ و فرح بخش هوايي دارد

 
پير دردي كش ما گر چه ندارد زر و زور
                                           خوش عطا بخش و خطا پوش خدايي دارد

 
از عدالت نبود دور گرش پرسد حال
                                          پادشاهي كه به همسايه گدايي دارد

 
اشك خونين بنمودم به طبيبان گفتند
                                          درد عشقست و جگر سوز دوايي دارد

 
ستم از غمزه مياموز كه در مكتب عشق 
                                           هر عمل اجري و هر كرده جزايي دارد

 
نغز گفت آن بت ترسا بچه باده پرست
                                          شادي روي كسي خور كه صفايي دارد

 
خسروا حافظ درگاه نشين فاتحه خواند
                                            وز زبان تـو تمنـاي دعــــــــــايي دارد

 

 

كو محرم رازي كه پيامم برساند ؟


كو باد صبايي كه سلامم برساند ؟


اي مرغ سحر،كن گذري جانب دلدار


گو گفته گرمي ز زبانم بستاند


از بهر وصالش همه شب ديده به راهم


تا آن كه خداوند به كنارم بنشاند


دارم غم دلدار،كه گويم غم خود را


شايد كه به جان آيد و جانم بستاند


گر زنده به جسمم به تمناي وصالم


تا يار درآيد ز عذابم برهاند

 

 

ای آنکه بجز تو هوایی بسرم نیست

کسی در نظرم نیست                             

جز یاد عزیزت

کسی همسفرم نیست

مرا یار دگر نیست

عطر تو و احساس تو را کسی نفهمید

دلت از همه رنجید

من مثل تو از دست همه رنج کشیدم

جز غصه ندیدم

ای تو همدم                          

ای تو همدل

عاشقم من

عاشق تو

ای تو تنها خوب دنیا

با تو دارم گفتنی ها

ای وفادار، نازنین یار

ای نشسته بر دلت خار

عاشقم من

عاشق تو

با تو دارم گفتنی ها

 

دوباره شب                 
دوباره سکوت
دوباره تنهایی
دوباره من و یک دنیا خاطره , دوباره تنها شده ام

 دوباره دلم تنگ است , به اندازه غم یک گل پژمرده , به اندازه
سوز و تب یک دشت باران نخورده , به اندازه اندوه یک مرغ قفسی
دوباره صورتم نم اشک را حس کرد
دوباره باران را به انتظار نشسته ام
دوباره درد را به مدارا نشسته ام
دوباره دلشوره را به دل نهفته ام
دوباره می خواهم به سوی تو بیایم
دوباره دلم هوای تو را کرده 

دوباره دلم هوات رو کرده....

 

 

ای عزیز پر شکسته ، دل تو قد یه دریاست


 "
گل من " غصه چشمات ، میدونم قد یه دنیاست


کسی نیست اینو بفهمه ، که توعاشقی نه مجنون

 

غم این غربت سنگین ، دلِِ‌ تو کرده پریشون


ناله و اشک شبونه ، خوابو از چشات ربوده

به "خدای اشک و خنده" ! این گناه تو نبوده


یاد عشق تو عزیزم ، یه عالم امید میاره

مگه من زنده نباشم كه ز چشمات غصه بباره


یکدم از یادت "عزیزم" ، دلم از دلت جدا نیست

به جونت قسم! که دردام ، کمتر از خستگیات نیست


با تو آروم میشه قلبم  ،  اینو از چشام میخونی

جون هر کی که عزیزه ، من میخوام بیای بمونی


همیشه ، روز باشه یا شب ، منتظر به رات میمونم

اینو دیگه خوب میدونی ؟ من فقط با تو میخونم


با تو گرمم ، پرازعشقم ، پرسرورم ، آره مستم !


"عشق خوبم "فقط تو هستی مرحم دل شکستم

 

 

؛ بیا و بشکن سکوتُ ، دل من طاقت نداره ؛

؛ نمی دونی چی کشیدم ،بخّدا  گفتن نداره ؛

؛ خیلی وقته حرف دل ر و ، تو دلم دارم می ریزم ؛

؛ وقتی تو نباشی پیشم ، ازخودم هم می گریزم ؛

؛ خیلی وقته بی نشونی ، دنبالت دارم می گردم ؛

؛ نگو دل بهم دروغ گفت ، به خدا طاقت ندارم ؛

؛ خواستنت حادثه نیستش ، خیلی وقته دلُ دادم ؛

؛ اگه چشماتُ نبینم ، مُردم و...  نفس ندارم ؛

؛ نمی دونم که چه جوری ، دیدمت بگم عزيزم ؛

 

" عاشقم ، دیوونتم من "

 

نری و....  تنها بمونم  ؟!

 


 تو ببخش اگه دورم اگه زندونی و بسته ام 
 
تو ببخش که این همه فاصله ها از من تنهاست
 این همه فاصله ها مثل یه گریه س توو شب بلند یلدا
 
تو ببخش که بی خبر از تو گذشنم واسه رفتن
 
نميدوني که چه سخته حرف دل با تو نگفتن
 
تو ببخش ترانه هام بدون تو دارن می پوسن
 
نمیدونی بعد تو شعرای من چقدر عبوسن
مغرور تو ببخش عزیزترینم این منو این تن
 
این منی که با غرورش شده از تو به خودش دور


                                            

تغییر کوچک

پسری نابینا بدلیل مشکلات زندگی گدایی می کرد .کنار خیابان نشسته بود و کلاهی جلوی پاهای خود گذاشته بود . همراهش یک تخته سیاه بود که روی آن نوشته شده بود:نابینا هستم، کمکم کنید!
یک روز گذشت،اما فقط چند سکه در کلاه پسر انداخته شد.پسر با این سکه ها یک نان کوچک برای خودش خرید و روز دوم همچنان در کنار خیابان نشست
معلم دانشگاه از کنارش گذشت، با همدردی در کلاه پسر پولی انداخت. وقتی که نگاهش به جمله روی تخته سیاه افتاد، چند دقیقه با خود فکر کرد و جمله قبلی را پاک کرد و کلمات دیگری نوشت
بعد از آن، پسر نابینا متوجه شد که افراد بیشتری به او برای تهیه غذا لباس و غیره کمک می کنند .روز دوم با شنیدن صدای قدم زدن مرد صدای پایش را شناخت و از او پرسید:جناب آقا، می دانم شما کیستید ؟ دیروز به من کمک کردید. از شما تشکر می کنم. اگر ممکن است بگویید چه اتفاقی افتاده است ؟
مرد خندید و گفت:تغییرات کوچکی روی تخته سیاه دادم و نوشتم :ا مروز روز زیبایی است.اما من نمی توانم آن راببینم

 

 

 

بوی غربت میدهم اما غریبه نيستم
اگر چه می دانی که در غریبی زیستم
مثل رودی بستر این خاک طی کرده ام
تا بفهمم عاقبت در جستجوی کیستم
روبروی آینه شب تا سحر غم می خورم
تا بفهمم عاقبت سایه ی گم گشته ی کیستم
اگر چون كوه خاموشم اگر چون کبک می خوانم
صدای توست در فکرم خیال توست در ذهنم

 


 

کسی مثل هیچکس...


من همانم که همچون هیچکس در تنهایی کسانی قدم میگذارم و آنها را در آیینه ی بی کسی و در تابلوی رسوایی نشان همگان می دهم.
من همانم که بی نشان در بی کسی همگان به دنبال کسی می گردم که هیچ بودنم را به یکتایی تبدیل کند پس مرا یاری ده که با درد بی کسی بسازم و یا رستگارم کن تا تو را که همچون من مثل هیچکسی بیابم تا با هم به مرز یکتایی رسیم و در یک قدمی پایان به سرآغاز آغاز برسیم.

 

ما هیچ...ما نگاه
ای تندیس زیبایی

اکنون که چرخ دوران

من و تو را برای لحظاتی

در یک مکان گرد آورده

و آغوشم پر از التهاب

در بر گرفتن تن توست

و لبانم از عطش بوسه تو خشک شده....

سهم من تنها نگاه است

آنهم دزدانه و منقطع

و یک حسرت مدام

که هر از گاهی زیباییت را

و محرومیتم را

به یادم آورد.........

 

 

دیوانه
عقلم زیر انبوهی از علامت سئوال

مدفون شده

هر چه سعی میکنم

نمیتوانم رهایش سازم

دیگر باید قیدش را بزنم

از این به بعد

دیوانه خواهم شد..............

 

دوگانگی
از مدتها پیش آغاز شد

درست در نقطه پایان کودکی

آنجا که در دوراهی تظاهر

من بایدها به یک سو رفت

و من خواستن ها به سویی دیگر

و قدم به قدم

من از من دورتر شد

و دوگانگی روحم را به آتش کشید

اکنون در این جهنم سرگشتگی

من واقعی را گم کرده ام

و بی صبرانه

انتظار پایان را میکشم

 

گمراه
چه گمراه بودم

آنگاه که تو در کنارم بودی

       و من تو را

             قربانی نادانی های بسیار خود کردم

و اکنون

   در حسرت عشق

                     پیر می شوم.......

 

وسوسه دل انگیز
ای وسوسه دل انگیز

تو را میخواهم

با تمام مصیبتهایی که

بر سرم آوار خواهی کرد

تو را میخواهم

هرچند اضطراب پنهان کردن اشتیاقم

قلبم را فلج خواهد کرد

تو را میخواهم

هرچند اندوه نیافتنت

افسرده ام خواهد ساخت

تو را میخواهم

هر چند بار گناهت

به آتشم خواهد کشید

تو را میخواهم

هرچند در حسرت رسیدنت

تمام عمرم تباه خواهد شد

تو را میخواهم...

 

تنها یادگار
دلم تنگ است برایت

ای تنها یادگار دوران سرخوشی

زمین هم کشیدن بار غمت را تاب نیاورد

پس دل کوچکت چگونه تحمل میکرد

...............

آخرین نگاهت حاکی از رفتن بود

و سرشار از شرمندگی

که دیگر تحملت سر آمده بود

این آخرین دیدار بود

و لحظه گسستن من از خاطرات قدیم

آه که چقدر دلم تنگ است

 

بازیچه
نمیدانم زندگی از من چه میخواهد

من که دوری میکنم از او

ولی او همچنان

در بازی دوران

مرا بازیچه میخواهد........

 

مادر لبنان
دستهایت را بده مادر

که تو تنهای تنهایی

نه همدردی در این دوران

نه غمخواری

نه فرزندی دگر در این جهان داری

که اولاد جوانت را

به جرم دین و دینداری

به پای دارها بردند

و مادر های بسیاری

چو تو در هجر فرزندان خود ماندند

هزاران حق ایتام فقیر و کودک این سرزمین خوردند

هزاران کودک و پیر و جوان

 از این زمین راندند

و اینک بر سر بی سقف تو

گلهای آتشبار میبارند

بیا دیگر که وقت اندکی مانده

ظالمان در راه اینجایند

............................................

دو چشمش پر ز خون گشته

مسیر اشکها بر گونه هایش خشک گردیده

دو دست از خشم لرزانند

تفنگ کهنه فرزند خود را دست میگیرد

و همراه طنینی جزم میگوید:

" نمی آیم

که هرگز رفتن پر کینه جایز نیست

چه کس گفته

که فرزندی دگر در این جهانم نیست

تمام کودکان این زمین فرزند من هستند

وگر من هم روم زینجا

چه کس در جای فرزندان خونینم

تغاس ظالمان پست و بیدین را

به دست پر ز خون و ننگ آنها

باز خواهد داد

که خون را قیمتی جز خون نمی شاید

نه...من هرگز نمی آیم

که تا این غاصبان را از زمین خویش

با هزاران ننگ در رانم

نمی آیم

که تا پایان خونم را

به خاک این زمین سایم

پس از من نیز صدها مادری چون من

راه منرا پیش می آیند

تا نابودی دشمن

که خون همواره بر شمشیر پیروز است" .......

 

بزم بی تو
امشب

در دل این بزم

و در میان این خیل خوشگذران

قلبم را یاد تو به درد می آورد

و گلویم را

بغض دلتنگی حضورت میفشارد

کاش تو بودی

و کاش این بزم بزم تو بود

چه کنم که هنوز

رفتنت را باور نکرده ام

و هنوز خاطراتت

در لحظات زندگی من جاریست...

 

گذشته ها
روحم در گذشته ها سرگردان است

و بدنبال دلخوشیهایش میگردد

که جایی در خاطرات قدیم گم شده است

.....

کاش همانجا آرام میگرفتم.....

 

تراژدی
نمیدانم....شاید مینوشتم

اما نه ...

خوب که فکر میکنم میبینم

برایم نوشته شده بود

و من تنها آنرا اجرا میکردم

خط به خط

مثل یک بازیگر خوب

اما چرا سهم من

یک تراژدی بود

آن هم به این تلخی........

 

سال تحویل
و چنین شد عاقبت سال تلخی

که در تیرگی اندوه

تحویل رفتگانش دادیم...

نوروزی بدون هفت سین

همراه با دلتنگی برای تازه رفتگان

و یک افسردگی مزمن..........

 

گذر تلخ
گاهی چه دیر میفهمیم

و چه زود از دست میدهیم

و چه ساده فراموش میکنیم

اما همواره تلخ میگذریم....

 

این درد است
این درد است

که گلویم را می فشارد

و با هر تپش قلبم

در رگهای خشکیده جانم

جاری می گردد

این درد است

که هر نفسم به بوی آن

آغشته است

و رد پایش بر تمامی خاطراتم

حک شده است........

من سالهاست که به نفرین زندگی دچارم

و اکنون که مرگ

 بر اطرافم سایه افکنده

نصیب من تنها حسرت است

و باز هم درد ......!

 

دار سكوت

دلم ميخواهد

تمام جانم را فرياد سازم

و بر سر اين روزگار بكوبم

اما افسوس...

مدتهاست كه حنجره ام را

در قربانگاه افسردگي

به دار سكوت آويخته ام

 

و تو رفتی
و تو رفتی و پس از تو همه چیز

بوی تاریکی شبهای فراقم میداد  

هر گل ناز دگر بعد از تو

پشت بی مهری اسحاب فراق

ناشکفته ز غمش جان میداد

و درین تنهایی

سبزی عشق به زردی گروید

اثر گرمی دستان تو هم

روی دستان ضعیفم یخ بست

و همان سایه بی عشق سیاه

بر دل نازک من فرش افکند

عشق در کنج وجودم پژمرد

نا امیدی دل منرا افشرد

و اجل...

همچنان خیره به من بی تمییز

و تو رفتی و پس از تو همه چیز...

 

همیشگی ترین همراه
مشکوکم

به بصیرت چشمانی

که زیبایی را

در جای جای وجودت نمی بینند

متحیرم

از قساوت قلبهایی

که عطوفت را

در لحظه لحظه حضورت نمی یابند

و متاسفم

از بلاهت کسانی

که از بیم قهرت

رضایت را

در طاعتی کورکورانه میجویند

ای همیشگی ترین همراه ...

 

نوشته شده در جمعه 1386/06/16ساعت 4:26 بعد از ظهر توسط ღ ღ سمیه ღ ღ | 


پیوندها

ღدلشکستهღ
مرغ عشق
دل سپرده
دو عاشق
بچه های علامرودشت
ایستگاه تبلیغات مهرگان59
وب لاگ مهرگان
امید
مرگ است که دروغ نمی گوید
سایت تخصصی موبایل
آهنگ هاا
دانلود موزیک ایرانی
پرنده قفسی رضا
آموزش فتوشاپ آقا رضا
دانلود
رییس جمهور محبوب
دانلود برنا مه ها
سیسیل
تقدیم با عشق
وب لاگ مختصر اما مفید
به خدا ناز دو چشماتو به دنیا نمیدم
باران!
جستجوی عکس
دانلود
گیتار تخصصی
عشق منی
آقا امید
آ رضا با من از عشق بگو
حاج عرفان
آقا مصطفی
آقا بهنام
قالب
سید جعفر
پوست و آرایش صورت
آموزش کامل فتوشاپ با تصویر
آپلود عکس و غیره عضو شدم
زیبا برای آپلود عکس معرفی کرده
آپلود عضو شدم
دانشجویان آی تی
عالی با کلی ترفند
مشخص کی آنلاین
آهنگ تولدت مبارک از جلال همتی
یه وب لاگ زیبا و غمگین
زیبایی و صورت و پوست
کد آهنگ تولدت مبارک یه بچه
کد آهنگ تولد از اندی
زن و زیبایی
می خوام بمونی
دل شکسته ها
نفرین
خدمات کامپیوتری حفیظ
آمیت
آسمان آبی
دانلود برنامه پرینتر
قالب های مژگان
راههای زیبایی
طریقه خط چشم
chat
آپلود عکس
موسیقی آنلاین
adsl
روز تولد تو محمد
مسعود ده نمکی
جدیدترین نوحه ها
عکس هنرپیشه ها
پسر مریخی
مهندسی عمران یزد
سایت مهندسی عمران یزد
طرح های سایت وزارت تعاون
تلویزیون آنلاین
سایت مداحی امیر هالاراس
سایت کوچولو
موزیک وابسته به ایران سونگ
عشق شیشه ای
پیامبران مدفون در ایران
اسامی دختر و پسر
تماس با ارواح
سایت زیبا و دیدنی
خواستگاری و ازدواج
آموزشهای کامپیوتر
وب لاگ شعر و عکس زیبا
قد عشق من بلنده
کد آهنگ برای وب لاگ
تنها عشق من
عشق زندگی رضا
معماری آزاد تهران
حفیظ تنها
بهترین نامهای ایرانی
آموزش مداحی
محشردات کام
تیغه عشق
سایت آپلود فایل
جوانان
اشعارنامه
قالب ساز
گروه آموزش های پایه و اساسی
سایت شکلک
سایت شکلک و عکس زیباااا
موسیقی برنامه های تلویزیونی
عشق
سایت ماه محرم
كدهاي آهنگ زيبا
دنيا دات كام
طالع بيني
سايت موبايل
سايت آرايش
سایت مصطفی جهانداری
کدبانو
سایت فون عکاسی
آموزش فتوشاپ
پی سی ورلد
پی سی دانلود
مدل لباس
سایت کاریابی
هنر خانه داری
خدمات چاپی
بهترین قالب ها
تالار گفتگو
تفریحات اینترنتی
لیست وب لاگ های فارسی
قالب های زیبای نایت اسکین
کد بارش برف و باران
کد آهنگ وب لاگ
زیباترین شکلک ها (تولد)
شکلک
ترجمه ترانه های عربی
سایت اپلود عکس
سایت
آپلود فایل
کرم شب تاب
تزیین ماشین عروس در محل
IT&ICT
تعبیر خواب
تعبیر خواب1
طرفداران محمود احمدی نژاد
دانشگاه آزاد بندرعباس
وب لاگ زیبای آقا محمد حسن
آموزش کامل کامپیوتر
استخاره با قرآن
آموزش خیاطی1
آموزش خیاطی2
خیاطی
مدل لباس
مدل لباسس
دانشجویان عمران امیرکبیر
همكلاسي دات كام


آمار وب لاگ
بازديدهای شما:

تیم امنیتی هکران دلتا هکینگ مهاباد
 

سمیه

من عاشقم عاشق