
به همین سادگی رفتی
بی خداحافظ عزیزم
سهم تو شد روز تازه
سهم من اشک که بریزم
به همین سادگی کم شد
عمر گلبوته تو دستم
گله از تو نیست میدونم
خودم اینو از تو خواستم
به جون ستاره هامون
تو عزیزتر از چشامی
هر جا هستی خوب و خوش باش
تا ابد بغض صدامی
تو رو محض لحظه هامون
نشه باورت یه وقتی
که دوست ندارم اینو
به خدا گفتم به سختی
من اگه دوست نداشتم
پای غم هات نمی موندم
واست این همه ترانه
از ته دل نمی خوندم
اگه گفتم برو خوبم
واسه این بود که می دیدم
داری آب می شی ، می میری
اینو از همه شنیدم
دارم از دوریت می میرم ؛
تا کنار من نسوزی
از دلم نمی ری عمرم
نفسامی که هنوزی
تو رو محض خیره هامون
که نفس نفس خدا شد
از همون لحظه که رفتی
روحم از تنم جدا شد
تو كه تنها نمي موني
من تنها رو دعا كن
خاطراتمو نگه دار
اما دستامو رها كن
دست تو اول عشق
بپسرش به آخرين مرد
مردي كه پشت يك ديوار
واسه چشمات گريه مي كرد
گريه مي كرد
گريه مي كرد
آهنگ
متن

بهت نمی گم دوست دارم...ولی قسم می خورمدوست دارم...
بهت نمی گم هر چی بخوای بهت می دم...چون همه چیزم تویی...
نمی خوام خوابت رو ببینم...چون خیال تو خوشتر از خوابه...
اگه یه روز چشمات پر اشک شدو دنبال شانه ای گشتی تا گریه کنی...
منو صدا کن...قول می دم اشکاتو پاک کنم و منم باهات گریه کنم...
اگه دنبال مجسم ی سکوتی گشتی تا سرش داد بزنی...
منو صدا کن...قول می دم ساکت بمونم...
اگه دنبال خرابه ای گشتی تا نفرتت رو تو اون خالی کنی...
منو صدا کن...قلبم تنها خرابه ی وجود توست...
اگه یه روز من صدات کردم که بهت نیاز دارم...نگو کجایی...
فقط یه لحظه چشمات رو ببند و به من فکر کن...فقط همین...
می دونم که اینم زیاده...پس اینم ازت نمی خوام

روزی که می گفتی من با تو می مانم
روزی که دانستی من بی تو می میرم
روزی که با عشقت بستی به زنجیرم
بازنده من بودم این بوده تقدیرم
خوش باوری بودم پیش نگاه تو
هر دم ز چشمانت خواندم کلامی نو
هر دم ز چشمانت خواندم کلامی نو
عاشق نبودی تو من عاشقت بودم
در قبله گاه عشق بودی تو معبودم
آرام و آسوده در خواب خوش بودی
یک لحظه من بی تو هرگز نیاسودم
من با نفسهایم نام تو را خواندم
کاش ای هوسبازم با تو نمی ماندم
عشق تو چون برگی در دست طوفان بود
دل کندن و رفتن پیش تو آسان بود
روزی به من گفتی دیگر نمی مانم
گفتم که میمیرم گفتی که می دانم
باور نمی کردم هرگز جدایی را
آن آمدن با عشق این بی وفایی را این بی وفایی را
عاشق نبودی تو من عاشقت بودم
در قبله گاه عشق بودی تو معبودم
آرام و آسوده در خواب خوش بودی
یک لحظه من بی تو هرگز نیاسودم
من با نفسهایم نام تو را خواندم
کاش ای هوسبازم با تو نمی ماندم

دیدمش از دور که می رفت
اشک سردی تو چشاش بود
اون نمی خواست بره اما...
زنجیره اجبار به اش بود
می شنیدم هق هقش رو
که می گفت تا فردا بدرود
لحظه های تلخ بود اما
دل من منتظرش بود
به سلامت ای همه کس
می دونم که بر می گردی
میدونم دلت همین جاست
از دلم سفر نکردی
خیلی زود رفت لب جاده
اما من اونو می دیدم
خداحافظ گفتنش رو
خیلی روشن می شنیدم
چند قدم مونده به بودن
ذره ای نزدیک تر از من
سره وعوه مون نشستن
تشنه ی به تو رسیدن
بغض سردم نعره می زد
خداحافظ عشق رویااااااااا
می مونم تا بربگردی
روی نیمکت لب دریاااااااا
گوش بسپار به صدای من
نگاه کن به چشم های من
باور کن عشق مرا
تکرار کن دوستت دارم را
بگیر دستهای سرد مرا
پناه بده با آغوش گرمت مرا
فکر کن به رویاهای من
تو نیز در آن پیدایی
به فاصله ها بنگر
ناتوان شدند از جدایی یادت
تنهایی را دوست بدار
چون هر دویمان تنهاییم مثل هم
بیا برای عشقمان دعا کنیم
تا جاودانه حکم فرما باشد بین ما